سلامت روان

برنامه پیشگیری از رفتارهای خودکشی

بر اساس گزارش National Institute of Mental Health آمریکا، خودکشی یک مشکل بزرگ سلامت عمومی و قابل پیشگیری است. مطالعه جهانی بار بیماری ها، خودکشی را سیزدهمین عامل مرگ در جهان اعلام کرد. میزان خودکشی در کشورهای مسلمان و آمریکای لاتین پایین­تر و در کشورهای اروپای شرقی مانند بلاروس، لیتوانی و روسیه بالاتر است. اغلب موارد خودکشی (73%) در کشورهای درحال توسعه و حدود 60% موارد خودکشی در آسیا، به خصوص چین، هند و ژاپن انجام می­شود.

اپیدمیولوژی خودکشی در کشورهای مختلف جهان بسیار متفاوت است. درکشورهای درحال توسعه بیشتر خودکشیها در جمعیت 24-15 و سالمندان بالای 65 سال انجام می­شود در حالی­ که در کشورهای توسعه­یافته خودکشی در گروه سنی زیر 30 سال بیشتر است. در کشورهای توسعه­یافته بیش از 90% افرادی که خودکشی می­کنند مبتلا به یک اختلال روان­پزشکی هستند ولی این میزان در کشورهای درحال توسعه 90%-60 است . در اغلب کشورها میزان مرگ به دنبال اقدام به خودکشی در مردان بالاتر است ولی در کشور چین، به ویژه در مناطق روستایی، این میزان در زنان بالاتر است.

علیرغم تصور پایین بودن میزان خودکشی در کشورهای اسلامی، شواهد نشان می دهند که خودکشی در این کشورها در حال افزایش است. در سال های اخیر پدیده خودکشی در ایران هم به عنوان یک مشکل بهداشتی مطرح می باشد، زیرا بر اساس ارزیابی Years of Potential Life Lost (YPLL) سال های زیادی از زندگی به دلیل خودکشی از دست می رود. ارزیابی YPLLدر ده استان ایران نشان داد که خودکشی در طیف سنی 24-15 سال 40 درصد YPLL را به خود اختصاص می دهد. براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، میزان خودکشی در ایران در هر دوجنس 3/5 در هر صدهزار نفر جمعیت بوده که این میزان در مردها و زنان به ترتیب 7 و 6/3 گزارش شده است. 

گزارش های متعددی در مورد رفتارهای خودکشی در ایران وجود دارد که نشان دهنده تنوع در شیوه جمع آوری داده ها می باشد. یک عقیده عمومی در بین پژوهشگران این است که خودکشی معمولا underreport می شود و بعضی از پژوهشگران اعتقاد دارند که معمولا میزان خودکشی 25-20% کمتر از مقدار واقعی تخمین زده می شود به ویژه در مواردی که اطلاعات صرفاً مبتنی بر سیستم روتین جمع آوری اطلاعات است. در ایران سیستم ثبت ملی داده های مرتبط با رفتارهای خودکشی در نظام سلامت وجود دارد ولی به دلیل مشکلاتی از قبیل عدم همکاری خانواده های افراد اقدام کننده یا فوت شده ناشی از انگ اجتماعی اقدام به خودکشی، عدم پوشش مناسب بیمه در افراد اقدام کننده به خودکشی و عدم توجه سیستم خصوصی به ثبت داده های خودکشی در اجرا با نواقصی همراه است.

اهداف کلی برنامه پیشگیری از رفتارهای خودکشی در کشور:

·         کاهش میزان اقدام به خودکشی در جمعیت عمومی

·         کاهش میزان فوت ناشی از خودکشی در جمعیت عمومی

 برنامه آموزش مهارت های فرزندپروری(2-12 سال )

سلامت روان کودکان و نوجوانان بخشی اساسی از سلامت و رفاه عمومی است. هر اقدام جدی برای بهبود بهداشت روان کودکان مستلزم ارزیابی کیفیت تربیت کودک و روابط خانوادگی آنهاست. کیفیت روابط والدین و فرزندان، از عوامل تعیین کننده ی سازگاری است. نحوه ی تعامل والدین با کودک و جو روانی-عاطفی حاکم بر خانواده، خصوصیات شخصیتی و رفتاری کودک را شکل می دهد. روابط نادرست کودک با والدین، عدم توجه به فعالیت ها و پیشرفت ها، فقدان توجه به حقوق و احساسات کودک منابع موثری در رشد نارسا و ناسازگاری فردی می باشد. شیوه های گوناگون فرزندپروری در میان کودکان و نوجوانان رفتارهای متفاوتی به وجود می آورد. منظور از شیوه های فرزندپروری، روش هایی است که والدین برای کنترل فرزندان خود در پیش می گیرند.

شواهد قوی وجود دارد که نشان می دهد روش تربیتی کودک و عوامل خطر مرتبط با خانواده در ایجاد اختلال سلوک در کودکان نقش دارد.( Sanders 2004 )

همچنین مطالعات دیگر نشان می دهد سبک تربیتی والدین یک عامل مهم پیش بینی کننده سوء رفتار با کودکان و همچنین عامل اساسی در انتقال و تداوم کودک آزاری از نسلی به نسل دیگر است. ( Ateah 2005, Dixon 2005, Slack 2004)

مطالعات متعددی نیز نشان می دهد که آموزش مهارتهای فرزندپروری موجب بهبود رفتار والدین ،کاهش سوء رفتار با کودکان(کودک آزاری) ، تغییرات مثبت در درک والدین از رفتارهای خود؛ کاهش افسردگی و استرس مادران؛ افزایش رضایت والدین و کاهش تعارض والدین در مــــورد روش تربیت کودکان می شود. ( Gottlieb, 2004; Barlow, 2000; Patterson, 1982; Taylor & Biglan, 1998;  )

اهداف کلی برنامه در کشور:

  • پیشگیری از اختلالات روانپزشکی و مشکلات رفتاری کودکان
  • ارتقاء روابط والد و کودک
  • توانمند سازی والدین
  برنامه آموزش مهارت های زندگی

مهارتهای زندگی توانائی های برای سازگاری و رفتار مثبت هستند که فرد را قادر می سازند بطور موثری با نیازها و تغییرات زندگی روزانه مواجهه شوندWHO) زیر چاپ(. بخصوص مهارتهای زندگی گروهی از توانائی ها و مهارتهای بین فردی هستند که به افراد کمک می کند بتوانند تصمیماتشان را شکل دهند. مشکلات را حل کنند، بطور نقادانه و خلاقه انه فکر کنند ، ارتباط موثر داشته باشند، ارتباط سالمی بسازند ، عدم تاکید بر دیگران مقابله مناسب و مدیریت زندگی بطور سازنده و سالم .

(2003WHO/HQ,world Bank and pcd). هرچند در طی دوران تحصیلی نوجوانان چیزهای زیادی یاد می گیرند و در طی آن نیازها و مشکلات متعدد مواجهه می شوند که درچارچوب برنامه آموزشی درسی می باشد. ولیکن آموزش مهارتهای زندگی می تواند یک جزء اصلی ارتقاء سلامت محسوب گردد. مهارتهای زندگی با رویکرد قراردادی آموزش سلامت و دیگر مداخلات اجتماعی در مدارس متفاوت است. برنامه های آموزشی کلاسیک یک فرآیند یادگیری متمرکز به دانش آموز و تعیین مهارت جدید در محیط حمایتی کلاس می باشد. این رویکرد برنامه های آموزشی را تقویت می کند. یادگیری مهارتها ممکن است بعنوان یک پکیج کاری جهت ارتقاء سلامتی و یادگیری در مدرسه یا ممکن است بعنوان راهی برای ترکیب آنها و یا تقویت آنهابکارگرفته شود

(2005CBS Publication). یادگیری مهارتها در یک زمینه وسیعی می تواند آموزش داده شود مثلاً یادگیری تصمیم گیری مرتبط با جاده سلامتی ، دوست یابی ، تکالیف مدرسه ، سیگار ، رفتار مربوط به ایدز و غیره . یادگیری مهارتها با این روش یک مهارت تقویتی مثبت مداومی می تواند باشد که هر درسی که یاد گرفته می شود اساس یادگیری درس بعدی خواهد بود. بدین ترتیب یادگیری مهارتها در تمام دوران بصورت مارپیچی ادامه می یابد.

تحقیق نشان داده است که آموزش مهارتهای مبتنی بر سلامت سبک زندگی را ارتقاء می دهد و رفتارهای ریسکی را کاهش می دهد. یک متاآنالیز از 207 برنامه پیشگیری مدرسه ای مبتنی بر مواد منجر به پیشگیری 9 دسته از مشکلات گردیده است ( جک، تی جونز 2002).

اهداف کلی برنامه در کشور: پیشگیری از اختلالات روانپزشکی و مشکلات رفتاری

 

برنامه تشخیص و مراقبت اختلالات شایع روانپزشکی

از آنجاکه ماموریت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، تامین سلامت همه جانبه جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی آحاد جمعیت ساکن در پهنه جغرافیایی جمهوری اسلامی با اولویت مناطق کم برخوردار است، لذا انجام مداخلاتی به منظور ارتقاء وضعیت سلامت مناطق مختلف کشور باعنایت به اسناد بالادستی بویژه قانون اساسی، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، سند چشم انداز 1404، ابلاغ مقام معظم رهبری در سیاست­های کلی سلامت، جمعیت، اصلاح الگوی مصرف، امور اداری اصل 44 قانون اساسی و ... به عنوان اولویت برنامه­های وزارت بهداشت از سال 1392 در دستور کار معاونت بهداشت قرار گرفت است.

طبق آمـارهای جهانی اختلالات روانپزشکی و عصبی 28 درصد از سـال­های عمر که به نـوعی با ناتوانی طی می­شود را به خود اختصاص می­دهد. به عنوان مثال اختلال افسردگی یک قطبی به تنهایی مسئول بیش از یکسال از هر ده سال عمری است که در جهان با ناتوانی طی می­شود.

مدیریت بهداشت روان در ایران دوره­های مختلفی طی کرده است، ادغام بهداشت روان در نظام مراقبت­های بهداشتی اولیه از اواسط دهه 1360 اجرا شده و مراحل دوره آزمایشی برنامه(1369- 1367)، دوره گسترش برنامه (1385-1370) و دوره ادغام در برنامه پزشک خانواده (1386 تا کنون) را پشت سر گذاشته است؛ اکنون بر اساس آخرین پیمایش ملی در سال 1390 و طی اعلام گزارش از سالهای 89 تا 90 در ایران 6/23 درصد از افراد 15 تا 64 ساله ساکن کشور دچار یک اختلال روانپزشکی در 12 ماه قبل از بررسی هستند که بیشتر در گروه های زنان، ساکنین مناطق شهری، افراد بیکار، افراد با تحصیلات کمتر و افراد دارای وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایین را شامل می­شدند. همین نیاز مبرم برای پیشگیری و مراقبت؛ که از سالهای عمر تعدیل شده با ناتوانی جلوگیری خواهد کرد نیاز به برنامه ریزی منسجم در مدیریت اختلالات روانپزشکی با رویکرد پیشگیری و آموزش­های خود مراقبتی را ایجاب می­کند. برنامه تشخیص و مراقبت اختلالات روانپزشکی سعی داشته با ایجاد ساز و کار غربالگری و تشخیص به­هنگام همچنین ارجاع به موقع در کنار پیگیری روند درمان، دسترسی به دریافت خدمات را تسهیل کند.

هم اکنون این برنامه با هدف شناسایی به موقع اختلالات شایع روانپزشکی و عصب­شناسی با اولویت موارد با شیوع بالاتر اختلال افسردگی، اختلالات اضطرابی، اختلالات سایکوز/ دوقطبی، صرع، عقب ماندگی ذهنی و اختلالات شایع روانپزشکی کودک و نوجوان ضمن غربالگری تحت پوشش قرار می­دهد.

اهداف کلی برنامه در کشور:

 افزایش دسترسی به خدمات سرپایی در حوزه تشخیص به هنگام و درمان اختلالات شایع روانپزشکی

افزایش پوشش مراقبت برای بیماران مبتلا به اختلالات شایع روانپزشکی

 

برنامه حمایت های روانی اجتماعی دربلایاوحوادث غیرمترقبه

خدمات حمایت های روانی اجتماعی یکی از مهمترین و ضروری ترین خدمات حوزه سلامت است که براساس پروتکل کشوری حمایت های روانی اجتماعی طی مراحل مختلفی پس از حادثه به افراد آسیب دیده ارائه می شود.این خدمات از روزهای اول پس ازحادثه تا یک دوره شش ماهه الی یکساله در منطقه و سپس درمراکز خدمات جامع سلامت ادامه می یابد.

مراحل مختلف واکنش های روانی و رفتاری پس از حوادث و بلایا:

به طور معمول به دنبال بحران هایی همچون سیل وزلزله، افراد از مراحل مختلفی عبور می کنند که عبارتند از:

1-     اثر یا ضربه: این مرحله طی چند دقیقه اول پس از سانحه رخ می دهد. طی این دقایق افراد دچار رعب و وحشت می شوند، گاه نیز حالت هایی همچون بهت زدگی و درماندگی مشاهده می گردد. در این مرحله افراد قدرت انجام هیچ کاری را ندارند.این حالت معمولا گذرا و کوتاه مدت است و در اکثر موارد قبل از رسیدن نیروهای کمکی پایان می یابد. باقی‌ماندن در این مرحله، نیازمند مداخله فوری است.

2-     قهرمان گرایی: در ساعات اولیه رخ می دهد. مردم سعی می کنند به کمک هم کاری انجام دهند و افراد احساس مسئولیت می کنند، به طور داوطلبانه در امداد رسانی شرکت می‌نمایند. به این ترتیب تا قبل از رسیدن نیروهای کمکی بسیاری از کارها را خود افراد بازمانده انجام میدهند. نکته مهم در مورد این مرحله این است که تحریک پذیری افراد طی این مرحله بسیار بالاست ودر عین حال درجات بالایی از گذشت و فداکاری را از خود نشان می دهند. مسئله دیگر نیاز به ایجاد هماهنگی و رهبری با هدف افزایش تأثیر فعالیت‌های داوطلبانه است.

3-     امیدواری و فراموشی غم :یک هفته تا چند ماه پس از حادثه بروز می کند. این مرحله با رسیدن نیروهای کمکی و آغاز توزیع کمکها آغاز میگردد.توزیع کمکها در پیدایش تعادل روانی ، کاهش اختلالات شدید عاطفی و حس خشم و انتقام جویی موثر هستند.

4-     روبرویی با واقعیت ها: این مرحله حدود 2 تا 3 ماه بعد از وقوع فاجعه آغاز می شود، یعنی زمانی که اکثر نیروهای امداد از منطقه خارج می شوند. در این مرحله، بازماندگان متوجه عمق خسارتها و جبران ناپذیری بخش بزرگی از خسارات می گردند. در این مرحله باز ماندگان نیازمند حمایتهای روانی بیشتری هستند. چرا که مجدداً روحیه خود را از دست می دهند، افسرده و مضطرب می گردند و احساس تنهایی شدیدی می کنند. ایجاد روحیه امید و اعتماد و دقت در توزیع عادلانه هر گونه امکانات در این مرحله از اهمیت بسیاری برخوردار است.

5-     تجدید سازمان: بین 6 ماه تا یکسال پس از فاجعه رخ می دهد. بازماندگان شروع به بازسازی روانی و از سر گرفتن زندگی روز مره خود می کنند. افراد به این نتیجه می رسند که بازسازی زندگی با اتکا بر توانایی های خود آن ها امکان پذیر است.

در طبقه بندی حوادث و بلایای طبیعی فاکتورهایی ذیل موثر و قابل تعمق است:

الف) قلمرو تاثیر حادثه (Scope of the impact): از نظرجغرافیایی و تعداد افراد درگیر شده

 ب) سرعت وقوع حادثه (Speed of the onset): ناگهانی، تدریجی، خزنده یا مزمن

 ج) طول مدت اثر حادثه (Duration of the impact): مثلا حملات تکراری(پس لرزه ها)

د) آمادگی اجتماعی (Social preparedness of the community)

ه) محیطی یا مرکزی بودن بلا (peripheral vs central) در رابطه با موقعیت جغرافیایی

اهداف کلی برنامه:پیشگیری از عوارض روانی اجتماعی ناشی از حوادث غیر مترقبه

 

برنامه خود مراقبتی در سلامت روان

سلامت یکی از مهم‌ترین نعمت‌هایی است که هر انسانی می‌تواند از آن بهره­مند باشد. طبق تعریف سازمان جهانی بهداشت سلامت به معنای رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی است و ‌فقط فقدان بیماری و نداشتن معلولیت نیست. بااین‌وجود افراد زیادی هستند که از این نعمت برخوردار نیستند و برای بازگرداندن سلامتی یا حفظ وضعیت فعلی‌شان به مراقبت نیازمندند. بیماری‌ها و اختلال‌های روانی هرچند در تمام تاریخ بشری وجود داشته‌ است اما در سال‌های گذشته با توجه بیشتر به این حیطه تعداد افرادی که به این اختلال‌ها مبتلا هستند، بیشتر شناسایی و به‌موقع درمان می‌شوند. علاوه بر این با انجام برخی اصول سادۀ خودمراقبتی می‌توان احتمال بروز این بیماری‌ها را در افراد جامعه کاهش داد.

درمان اختلال‌های روان‌پزشکی معمولاً به وسیله بستری در بیمارستان و درمآن های دارویی و غیردارویی انجام می‌شود؛ اما این روش‌ها معمولاً پرهزینه هستند و به نتیجه مطلوب نیز نمی‌رسند. یکی از دلایل نداشتن اثر کافی درمآن ها بر روی بیماری‌های روان‌پزشکی ماهیت مزمن و ناتوان‌کننده آن ها و همچنین عدم مشارکت به‌موقع و مناسب خانواده‌های این بیماران و سایر افراد جامعه در فرآیند مراقبت است. اختلال‌های روانی به دلیل ماهیت ناتوان‌کننده‌شان سبب می‌شوند که فرد مبتلا نتواند از خودش مراقبت کند و از طرفی برخورد با بیماری‌های روان‌پزشکی در خانواده‌ها متفاوت از بیماری‌های جسمی است؛ این امر به دلیل کمبود آگاهی، نگرش منفی، انگ اجتماعی و ناتوانی در ارائه مراقبت‌های مؤثر است.

در سال‌های گذشته خودمراقبتی و توانمندسازی افراد، خانواده‌ها و جامعه برای مراقبت از خود در سطح جهانی مورد توجه قرار گرفته است و به‌خصوص بر روی بیماری‌های روان‌پزشکی و مهارت‌های روان‌شناختی تمرکز زیادی شده است. امروزه در چندین کشور جهان رویکرد بستری کردن تنها در موارد خیلی شدید مورد استفاده قرار می‌گیرد و بر مراقبت افراد توسط خود و نزدیکانشان و توانمندسازی آنان تکیه شده است. در ایران نیز همین رویکرد مورد توجه ویژه قرار گرفته است که طرح خود­مراقبتی در سلامت روان یکی از اقدامات انجام ‌شده توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در راستای آن

اهداف کلی برنامه درکشور: افزایش سواد سلامت روان

تاریخ به روز رسانی:
1401/04/15
تعداد بازدید:
1763
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
آدرس پست الکترونیکی شما
شماره تلفن
توضیحات
خواندن کد امنیتی تغییر کد امنیتی
کد امنیت
كليه حقوق اين وب سايت متعلق به دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني بيرجند مي باشد.
Powered by DorsaPortal